در اواخر سدهٴ چهاردهم ميشد يقين داشت كه بسياري از آقايان و بانوان مانند چاسر در مورد بانو اگلتين مديرهٴ صومعه ميتوانستهاند بگويند:
و او به فرانسه خوب و شايسته سخن ميگفت
به شيوهٴ مدرسهٴ استراتفرد در بو
زيرا فرانسهٴ پاريسي برايش ناشناخته بود.
9. انگليسي
دو قسمت 8 و 9 را بايد با هم خواند، زيرا مكمل يكديگرند. اين قسمتها به زبان فرانسه در كشور فرانسه، زبان فرانسه در انگلستان و انگليسي در انگلستان مربوط است. عقبنشيني فرانسه به مفهوم پيشروي انگليسي است. دو سرگذشت مانند دو روي سكه مكمل
یکديگرند. تصميمات مجلس انگلستان كه موجب عرضه يا تعميم استفاده از زبان انگليسي و بيرون راندن (يا سعي در بيرون راندن) زبان فرانسه شد، از جهتي مربوط به تاريخ زبان فرانسه و از جهت ديگر دربارهٴ تاريخ زبان انگليسي است.
درخور توجه است كه حتي داستانهايي را كه تا آن زمان به زبان فرانسه ميخواندند اينك ميبايد به انگليسي ترجمه ميشد. مثلاً، سِر هَمفري بُهوني، اِرل هِرفُرد (وفات: 1361) به شخصي به نام ويليام دستور داد داستان فرانسوي
گيوم دو پالِرم1 را به انگليسي ترجمه كند؛ اين موجب پيدايش منظومهٴ
ويليام پالرمويي شد (5540 بيت به گويش ميدلند غربي). مقارن همان زمان (يعني اواسط سدهٴ چهاردهم)، منظومهٴ ديگري به نام يوسف رامهاي2 (709 بيت به گويش غربي يا جنوب غربي ميدلند)، كه جانشين متن فرانسهٴ سن گرالِ بزرگ شد. اين دو منظومه، يعني ويليام پالرمويي و يوسف رامهاي نخستين منظومهها از نوعي است كه قريب يك قرن مطلوبيت زيادي يافت.3
بهعلاوه، اينك كتابهايي مستقيماً و بدون استفاده از ترجمهٴ فرانسهٴ آنها، به انگليسي